دلستون

نگفتنی های از دهان در رفته ی مصطفا
دلستون

نخلستون خونه ی نخلا ؛
دلستون آرامگاه منه.
________________

Home

اینستاگرام‌: mostafamoosaviiii

کانال تلگرام

About

آدرس کوتاه شده برای لینک دادن در بلاگفا :

http://goo.gl/Rql0Wp

.

مجاز محض - ۹

سه شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۲۴ ق.ظ

اگر بخواهیم بپذیریم که من و تو یک زندگی مشترک مجازی داشته ایم؛ خب هر زندگی مشترک هم ملزوماتی دارد. اولین چیزی که از زندگی مشترک به ذهن می‌آید، یک سقف مشترک است. زیر یک سقف رفتن، هم خانه شدن. جایی که با هم حرف می‌زنید، با هم چای می‌خورید، جایی که در آن با هم زندگی می‌کنید. حالا با این اوصاف خانه‌ی ما کجا بود؟ باید بگویم تلگرام!

خب باید قبول کنیم که اول هر زندگی‌ای نمیشود خانه‌ی مجللی داشت. اولش از یک جای کوچک و نقلی شروع می‌کنند. نظرات خصوصی وبلاگ‌هایمان آن خانه‌ی کوچک و نقلی بود که کم کم شد یاهو مسنجر و فیس بوک و ... و آخرش هم این تلگرام شیک و سریع و جذاب!

چند سال را توی تلگرام با هم زندگی کردیم؟ چقدر با گوشه گوشه اش، با هر ایموجی و استیکرش خاطره داریم؟ 

از وقتی قابلیت ادیت نداشت و نمیشد حرفت را پس بگیری! تا اولین باری که می‌شد پیام را حدف کرد و من پیام " دلم برات تنگ شده" ی seen نشده ام را پاک کردم اما چند دقیقه بعد پیام دادی من هم! چه روزهایی بود...

عوض کردن تصویر زمینه ی چت، گروه های مشترک، کانال شخصی هر کداممان، 

حالا تلگرام، خانه‌ی آبی دوست داشتنی بهترین سال‌های جوانی‌مان، بدون تو آیینه‌ی دق من شده. خودت که نمی‌دانی، نمی‌شود تنهایی توی خانه‌ای که هیچ وقت در آن تنها نبوده‌ای زندگی کنی. توی اتاقی که هیچ وقت تنها نبوده‌ای بخوابی. باید اتاقت را عوض کنی. باید خانه ات را، محله ات را عوض کنی.

راستش از خبر فیلتر شدن تلگرام چندان هم ناراحت نشدم. حالا که من جراتش را ندارم، انگار توفیق اجباری است که ترکش کنم. تا در و دیوار این خانه مرا نخورده است... تا عکس پروفایلت، دو نفره نشده و مرا دق نداده...

  • مصطفا موسوی

عاشقانه های مجازی

نظرات (۵)

دلی بود و بر دل نشست🌷
خیلی از جمله ی آخر خوشم اومد " تا عکس پروفایلت، دو نفره نشده و مرا دق نداده... "
پاسخ:
خیلی ممنونم :)
  • جـــــــــــواد عــــــــــــلوی
  • شما فیلمنامه نویس فیلم her نبودید؟
    پاسخ:
    فیلم رو ندیدم و نمیدونم اینی که گفتی الان تعریف بود یا تخریب :|
  • جـــــــــــواد عــــــــــــلوی
  • آقا تخریب چیه میفرمائید
    من اصلا بلد نیستم :D

    فیلم her داستان مردیه که کارش نوشتن و فروش نامه های عاشقانه است
    و عاشق یک سیستم عامل میشه ( یک گوشی) میشه
    پاسخ:
    چه شغل خوبی داره 🙄
    تلگرام مامن امن خیلی از عاشقانه ها بوده.
    ولی من خوشحالم که باهاش خاطره ی مشترک عاشقانه نداشتم.
    هرچند ترس از دو نفره شدن عکس پروفایلش می تونه یه شکنجه ی روحی بد باشه ولی بالاخره باید قبول کنیم که یه جایی بالاخره تموم میشه پس هر چه زودتر تموم بشه زودتر میتونیم برگردیم به زندگی....
    پاسخ:
    قرار نیست برگردیم به زندگی. یعنی نمیشه به زندگی قبل از اینچنین اافاق هایی برگشت. اما میشه زندگی جدیدی رو شروع کرد
    سازنده یه برنامه اجتماعی میتونه خدای اون برنامه باشه ! 
    کلی پیرو و بنده هست که توی اون زمین ابی رنگ (تلگرام) براشون اتفاقای جور واجور افتاده 
    کلی شادی وغم ... یه عالمه دوری و نرسیدن ! لیوان های چایی سرد شده ، ایموجی های منتظر سند شدن ... 
    این خدای مجازی چجوری میخواد جواب این همه ادم و بده ؟ 
    چقدر بنده هاش سادن؟! چقدر بی قراره دلمون که به مجازی خوشیم ؟ 
    اصل و ول کردیم چسبیدیم به فرع ؟ 
    فیلتر شدنش بهترین کاره اصن. اصن به نظرم باید همه چی فیلتر بشه تا همه ی دو نفره ها کنار هم چایی بخورن ، حرف بزنن ، عاشق بشن ! مگه عشقای قدیم ناب نبود ؟ حیف نیست واقعا ؟

    پاسخ:
    دنیای واقعیت محدوده و نمیشه مثل دنیای مجازی دوست داشتن بی‌نهایت رو تجربه کرد! هرچند گریزی هم از واقعیت نیست
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">