دلستون

نگفتنی های از دهان در رفته ی مصطفی
دلستون

نخلستون خونه ی نخلا ؛
دلستون آرامگاه منه.
________________

Home

اینستاگرام‌: mostafamoosaviiii

کانال تلگرام: @delestoon

About

آدرس کوتاه شده برای لینک دادن در بلاگفا :

http://goo.gl/Rql0Wp

.

۱۸ مطلب با موضوع «با من بیا» ثبت شده است

دوره ی دبیرستان واقعا بچه‌ی کتاب خوانی بودم. رمان، شعر، کتب مذهبی و غیره. هرچند متأسفانه در انتخاب رمان کمی کج‌سلیقه‌بودم و شاید چون کسی به من کتاب خوبی معرفی نمی‌کرد من هم‌مثل خیلی‌های دیگر متاب‌های افرادی مثل مرتضی مؤدب‌پور و حسن کریم‌پور و حتی فهیمه رحیمی را می‌خواندم! بگذریم.

وارد دانشگاه که شدم به شکل غم انگیزی‌از دنیای‌کتاب فاصله‌گرفتم و حالا می‌خواهم برگردم. فعلا از فیدیبو استفاده می‌کنم. کتاب‌ها را یک چهارم الی نصف قیمت و به صورت قانونی توی گوشی می‌خوانم. هرچند هنوز تعداد و‌تنوع کتاب‌ها به حد کافی نیست و کتاب‌های خارجی‌اش گاهاً  از مترجمین کمتر پیشنهاد شده است. اما در کل راضی‌ام. زمان‌های توی ترافیک‌ماندن و آخر شب‌های تاریک اتاق را حسابی پر برکت کرده. 

تا به حال کتاب‌های «ناطور دشت» از دی.جی.سلینجر و «چشم‌هایش» از بزرگ‌علوی را خوانده‌ام. هنوز برای معرفی کتاب زود است! در مجموع از خواندنشان راضی‌ام اما فکر می‌کنم کتاب‌های بهتری باید بخوانم.

لطفا اگر اهل فیدیبو هستید کتابی از آنجا را معرفی‌کنید. طاقچه هم قابل قبول است!

راستی هم‌اکنون مشغول «عزاداران بَیَل» از غلامحسین ساعدی هستم و کتاب بعدی هم «یوسف» از‌محمود دولت آبادی است.

  • مصطفی موسوی

اولین بار است از دیدن یک فیلم اینقدر ذوق زده ام! به قدری که حتی طاقت ندارم درموردش حرف بزنم. فقط آمدم این را بگویم که اگر ندیده‌اید، حتما این فیلم را ببینید:

It's a wonderful life

بعدا در موردش پستی خواهم گذاشت اگر خدا بخواهد.

  • مصطفی موسوی

دلم می‌خواهد چرخ فلک چند روزی دست از سرمان بردارد که کمی نفس بکشیم. مثلا با هم برویم مسجد نصیر الملک شیراز. تو چادر رنگی سر کنی و بنشینی کنار یکی از ستونهای شبستان و در حالی که صورتت رنگ در رنگ شده برایم آهنگ «باز باران» را بخوانی و من سر بر روی زانوی تو مقرنس‌ها را نگاه کنم و آهسته خوابم ببرد. مثل الان که خوابم برده بود و داشتم همین ها را توی خواب می‌دیدم...


آهنگ باز باران از گروه پالت

مسجد نصیرالملک




  • مصطفی موسوی

در باره ی محرم حرف بسیار است اما نگاه های متفاوت کم! این نگاه متفاوت را در وبلاگ آقا مهدی بخوانید:


فانتزی محرم

  • مصطفی موسوی

می توانم تصور کنم تو را، وقتی که موهایت زیاد بلند نیست و به جای دست‌های من به روی شانه‌ات افتاده‌اند.چقدر موی کوتاه به تو می‌آید! یا وقتی موهایت بلند است و پشت سرت آبشار می‌شود... چقدر موی بلند. به تو می‌آید!

می‌توانم تصور کنم با لباسی شبیه یک گلستان روی تنت، مثل لباس دختران گیلک، که چقدر به تنِ لطیفِ مثل گُلت می‌آید. یا لباسی شبیه یک فرش خوش نقش روی تنت، مثل لباس دختران بلوچ، که به تن ظریفِ مانند فرش دستبافتت.

می‌توانم تصورت کنم با ابروی بلند و کشیده‌ی قجری، یا ابروهای کوتاه و کمان کرده‌ی فرنگی، که هردو...

می‌توانم تصورت کنم دوباره.با کفش‌های کتانی روشن. یا کفش‌های ساق بلند تیره.

می‌توانم تصورت کنم هنوز، که اخم‌های پر پیچ و خمت چقدر به پیشانی و ابروهایت می‌آید. و دوباره لبخند که به لبت می‌آید، لبخند به لب‌هایت می‌آید.

 می‌توانم تصورت کنم با روسری آبی، بنفش، زرد یا سفید.

هر طرحی، هر نقشی، و هر رنگی، همه چیز به تو می‌آید.

با این همه خوبی، با این همه زیبایی، تنها چیزی که به تو نمی‌آید، عزیز دلم، این است که انقدر نامهربان باشی...




پی‌نوشت: عنوان از آهنگی‌ست که با ورژن زیبای محمداصفهانی اش را توی کانال می‌گذارم. موسیقی لطیفی دارد :)

  • مصطفی موسوی

به رسم روزهای قدیم، مثلا پارسال همین موقع، که تازه همه کوچ کرده بودیم به بلاگ و مثل جنگ زده هایی که ریخته شده اند در یک اردوگاه غریبه که از قبل ساکنان دیگری دارد، دنبال همدیگر میگشتیم؛ یا به خاطر عادت به بلاگفا استفاده از اینجا برایمان سخت بود و من به عنوان یکی از پیشگامان مهاجرت، آموزش هایی میدادم برای التیام این درد ها! (رجوع شود به ستون سمت چپ، موضوعات، با من بیا، آموزش ها) امروز هم میخواهم یک آموزش جدید بگذارم که شاید جالب باشد برایتان. عنوان آموزش این است: چگونه در قسمت توضیحات وبلاگ لینک دهیم.


راستش راهی وجود ندارد برای این کار، بلکه ما قالبمان را دور می زنیم! ابتدا این عکسها را ببینید : مرحله اول، مرحله دوم

و از آنجایی که میدانم تنبل هستید، این فایل note را هم میگذارم که راحت کپی کنید در جای مورد نظر. فقط تغییرات را طبق عکس ها اعمال بفرمایید.

امیدوارم به دردتان بخورد :)

  • مصطفی موسوی

خیام جان،ای ملحد دوست داشتنی! من به حرف تو‌گوش کردم و غم دیروزِ رفته و فردای نیامده را نمیخورم. اما انگار غم همین امروز هم برای از پا در آوردن من کافی‌ست. این را چه کنم؟


پی نوشت: الکی مثلا من غمگینم!

با من بیا: خیام خوانی گروه پالت: «درس‌علوم» با این مطلع: 

«از درس علوم جمله بگریزی بِه/ وندر سر زلف دلبر آویزی بِه...»

  • مصطفی موسوی

عدالت داشتن و با انصاف بودن سخت است و تمرین میخواهد. یعنی هر لحظه آدم باید از خودش بپرسد آیا واقعا من دارم درست می گویم؟ چون گاهی دقیقا همان لحظه ای که فکر میکنیم حق با ماست، در واقع حق با دیگری ست!

مثال بزنم؟ خب همه دیده اید که یکی از مشکلات ما با مسافر کشان عزیز بحث بر سر پول خورد است، مخصوصا اول صبح ها. و بارها دیده ایم که مسافر به مسافر کش میگوید پول خورد نداری چرا مسافر سوار میکنی؟! درحالی‌حق با مسافر کش است. چون او برای شما کاری انجام داده و شما موظفید مبلغ دستمزد مشخص آن کار را به راننده بدهید! و‌باید آن مبلغ را بپردازید نه مبلغی درشت تر و وظیفه ی فرد مقابل بدانید مسئولیت خورد کردن پول شما را هم داشته باشد!


بامن بیا: آهنگ «دل به دل» همایون شجریان را از اینجا یا از طریق کانال دلستون دریافت کنید و لذت ببرید :)

  • مصطفی موسوی

نمیدانم فیلم سیزده_۵۹ را دیده اید یا نه؟  رزمنده ای که در دوران جنگ به کما می رود و حالا بعد از قریب به ۳۰ سال در حال به هوش آمدن اند. و خانواده و دوستانش در تکاپوی آن هستند که چطور او را با واقعیت ها مواجه کنند. از واقعیت های زندگی شخصی اش تا شرایط جامعه سی سال پس از جنگ. و‌در نهایت مواجه شدن دردناک او با آرمان شهرش که حالا حسابی از آرمان ها خالی است...

با شنیدن خبر زنده بودن احتمالی جاویدالأثر احمد_متوسلیان نا خودآگاه یاد این فیلم افتادم. واقعا اگر خدا کند و خبر راست باشد و وعده ی بازگرداندنش راست باشد، همرزم هایش چطور می_خواهند توی چشم هایش نگاه کنند؟!


با من بیا: میتوانید آهنگ زیبای خاطرات نیمه جان از علیرضا عصار با حال و‌هوای بعد از جنگ را از اینجا دریافت کنید :)


  • مصطفی موسوی

بعضی ها از دور جالب اند. به دلیلی که نمیدانی حس مثبتی نسبت به آنها داری. اما وقتی از‌ نزدیک‌ می شناسیشان می فهمی که وای خدای من، چقدر از آنی که فکر میکردی خوب تر اند! چقدر قلب زیباتری دارند! دقیقا مثل گلدان خاتم کاری. خدا توی زندگی تان چنین انسانهایی قرار دهد انشاءالله. تجربه های شیرینی اند.

با من بیا: بشنوید آهنگی را که من از ۱۲ سال پیش به خاطرش و‌ به خاطر ترجیع بند زیبایش طرفدار «محسن چاوشی» شدم تا به امروز. راه دشوار.#

بعدا نوشت: کامنت «با تو بدون من» در زیر این مطلب را هم بخوانید :)

  • مصطفی موسوی