دلستون

نگفتنی های از دهان در رفته ی مصطفی
دلستون

نخلستون خونه ی نخلا ؛
دلستون آرامگاه منه.
________________

Home

اینستاگرام‌: mostafamoosaviiii

کانال تلگرام

About

آدرس کوتاه شده برای لینک دادن در بلاگفا :

http://goo.gl/Rql0Wp

.

همه‌ی نقش‌های من

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۲۷ ق.ظ

۲۶ سال زندگی کرده‌ام. بچگی خوبی داشته‌ام. برای پدر و مادرم پسر خلفی بوده‌ام. برای جامعه‌ام شهروند بی‌آزاری. سفر رفته‌ام. روزگاری عاشقی کرده‌ام. آنقدر که حس میکنم چند سال زندگی مشترک را پشت سر گذاشته‌ام. هفت سال زندگی مستقل را تجربه کرده‌ام. بیست سال تمام درس خوانده‌ام. کار کرده‌ام. برای دوستانم رفاقت، برای خواهر برادران بزرگترم برادری، و برای خواهر کوچکم پدری کرده‌ام...

دیگر نمی‌دانم آدم از اینجا به بعد قرار است چه کند؟ نمی‌گویم از زندگی سیرم؛ اما واقعا دیگر مرا به هیجان نمی‌آورد. کنجکاوم نمی‌کند. از ۲۵ سالگی به بعد زندگی می‌شود شبیه پازلی که دیگر توی ذهنت حل شده و فقط مانده چیدن بقیه‌ی قطعات کنار هم. یک کار کسل کننده!

نظرات (۵)

  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • شاید هم یک قطعه جدید از این پازل پیدا بشه.

    "پشت" رو "گشت" نوشتید.
    پاسخ:
    امیدوارم!
    ممنون
  • فروردین دخت
  • برایت یک اتفاق قشنگ آرزو میکنم که تمام معادلاتت را بر هم بریزد :)
    پاسخ:
    خیلی ممنون :)
  • رضا سهرابی
  • گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید...

    آمدی و همه ی فرضیه ها ریخت به هم...

    ان شاءالله یه اتفاق خوب همه ی فرضیه هاتون رو به هم بریزه...

    ویرزقه من حیث لا یحتسب...
    پاسخ:
    قشنگ بود! ممنون :)
  • مترسک ‌‌
  • چقدر قشنگ یه خلاصه‌ای از یک + ربع قرن زندگی‌ات رو نوشتی، یه گوشه کپی‌اش کردم تا هر از چند وقتی یه نگاهی بهش بکنم... روزگارت آروم :)
    پاسخ:
    خیلی متشکرم :)
  • رازدانه های من
  • فعلا22ساله م نمیدونم قراره اینده چجوری باشه...اگرشبیه رویاهایم شودخوب است...
    پاسخ:
    بهترین سن عمرتونید دقیقا!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">