دلستون

نگفتنی های از دهان در رفته ی مصطفی
دلستون

نخلستون خونه ی نخلا ؛
دلستون آرامگاه منه.
________________

Home

اینستاگرام‌: mostafamoosaviiii

کانال تلگرام

About

آدرس کوتاه شده برای لینک دادن در بلاگفا :

http://goo.gl/Rql0Wp

.

کفش

دوشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۷:۴۶ ب.ظ

چشمم به کفش بود و دستم توی جیبم. خیلی گران و خیلی زیبا بود. پولش را داشتم اما تقریباً همه‌ی پولم بود. بعد از کلی کشمکش بالاخره به فروشنده گفتم آن را بیاورد. بعد از چند دقیقه آمد و گفت همه‌ی شماره‌هایش را داریم‌ جز شماره‌ی پای شما. راستش خوشحال شدم! هم پولم حفظ شده بود و هم دل خودم را نشکسته بودم! با یک کفش ارزان‌تر از مغازه خارج شدم و با جیب خوشحال به خانه برگشتم.

پی نوشت: بر اساس یک داستان غیر واقعی!

  • مصطفی موسوی

کفش هایم کو؟

نظرات (۶)

  • چشم به راهم ...
  • یه همچین اتفاقی فک کنم برای منم افتاده
    این قسمتش خیلی درسته: هم پولم حفظ شده بود و هم دل خودم را نشکسته بودم

    بی ربط: سایز نوشته ها ریز است. درشت تر امکان دارد؟
    پاسخ:
    خودمم بهش فکر کرده بودم!
    سعی میکنم انجامش بدم. ممنون که گفتید :)
    واسه همه خیلی پیش اومده
    مخصوصا اینکه پول خودت باشه و از خانواده نگرفته باشیش
    آدم پول خانواده رو راحت تر خرج میکنه!
    پاسخ:
    بله زحمت به دست آوردن پول، اونو عزیزتر میکنه!
    به همین ترتیب خانواده هم پول ما رو راحت تر از خودشون خرج می‌کنن!
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • چه باحال، همیشه این اتفاق برا من میفته ولی برعکسش، یعنی کفش ارزونه رو شماره پای منو ندارن
    پاسخ:
    این دیگه بدشانسی اما توفیق اجباریه!
  • المیرا شاهان
  • منم گاهی اینطوری شدم ...
    پاسخ:
    ظاهرا درد مشترک همه ست!
    سلام آقا مصطفا

    و آفرین!
    پاسخ:
    سلام از ماست و ممنون :)
    سلام
    ولی خیلی بد آدم میخوره تو پرش
    پاسخ:
    سلام
    نه چندان!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">