دلستون

نگفتنی های از دهان در رفته ی مصطفی
دلستون

نخلستون خونه ی نخلا ؛
دلستون آرامگاه منه.
________________

Home

اینستاگرام‌: mostafamoosaviiii

کانال تلگرام: @delestoon

About

آدرس کوتاه شده برای لینک دادن در بلاگفا :

http://goo.gl/Rql0Wp

.

کروکی ام هنوز میگریست

چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۵۱ ق.ظ


دیشب رفتم و از خیابانی که در آن رهایم کرده بودی گذشتم. اینبار، مقتول به صحنه ی جرم برگشته بود...

نظرات (۴)

گربه گفت: “فقط باید مسیرت را عوض کنی” و آن را خورد.
دارم فکر می کنم ..
پاسخ:
فکر کردن خوبه ادامه بدید :)
باید حتی خونه ام را عوض کنم ..اتاقم را ..می دونی ادم گاهی تو اتاق خودش هم کشته میشه .نمیشه فرار کرد ..
من فقط از یه کافه فرار می کنم ..کافه ای که عاشقش بودم دیگه هرگز برنمی گردم ..
پاسخ:
جهت عوض کردن فضا این کامنت خصوصی وارده رو بخونید:

"با جوابی که به آبان دادی یاد این افتادم :))

موش گفت: “افسوس دنیا روزبه روز تنگ تر می شود. اول آن قدر بزرگ بود که می ترسیدم. دویدم و دویدم و خوشحال بودم که سرانجام در دوردست، چپ و راست خودم دیوارهایی دیدم، اما این دیوارهای بلند با چنان سرعتی به هم نزدیک می شوند که به آخر خط می رسم و تله ای که باید توی آن بیفتم، گوشه ای منتظرم است.”

گربه گفت: “فقط باید مسیرت را عوض کنی” و آن را خورد.

دیوار چین/ فرانتس کافکا"
من اکثر روزها برمی گردم به همون خیابان و دوباره کشته میشم .
هربار زخم بدتری می خورم ..
پاسخ:
مسیرتو عوض کن!
  • علی کافه چی
  • می روی و مژگانت خون خلق می ریزد...
    پاسخ:
    تیز میروی جانا! ترسمت فرو مانی!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">