دلستون

نگفتنی های از دهان در رفته ی مصطفی
دلستون

نخلستون خونه ی نخلا ؛
دلستون آرامگاه منه.
________________

Home

اینستاگرام‌: mostafamoosaviiii

کانال تلگرام

About

آدرس کوتاه شده برای لینک دادن در بلاگفا :

http://goo.gl/Rql0Wp

.

۳۴ مطلب با موضوع «چامه (شعر ها)» ثبت شده است

امروز پای تلفن داشتم به مادرم می‌گفتم « بعضی موقع‌آ دلُم میخا برم استعفاا بدم اَ ای کارو. اَ ای خوابگا. ۱۹ سالُم بوده رفتم. الان ۲۶ سالُمه. دلُم میخا بیام همونجا دنبال کار بگردم. بِلخَره هیشکی اَ گشنه‌ای نمرده. یِی کاری جور میشه. دلُم میخا برگردم خونه.»

منتظر بودم بگوید نه مادر. بچسب به کارت. باید پیشرفت کنی و...

اما گفت: «نمیدونم چی بگم. راسّش منم بعضی وقتا به همی فک میکنم مامان!»

انگار دیگر مادرم هم خسته شده ست.


بیا پیشُم بمون امشو

برَم دشتی بوخون امشو

صداتِ میشنوم، میرم

برَت از دور می‌میرم

برِی گرمیِ مهمونیت

برِی یِی بوس پیشونیت

چُییِ داغِ هل دارت

چیشای تا صبح بیدارت

گره تو کارُم افتاده

باید برداری سجاده

مامان. فکرُم پریشونه

دلُم کرده هوایْ خونه

یه عمری بی تو سر کردم

دلُم میخاد که برگردم


  • مصطفی موسوی

مرا، عشق من،

دوباره صدا بزن.

دوباره مرا «عشق من» صدا بزن!

  • مصطفی موسوی


جنگ اگر با لب و دهن باشد

با حریفی که یار من باشد

برد اگر کوچک است حرفی نیست

باخت باید کمر شکن باشد!


اردیبهشت ۹۶


پی‌نوشت: چرا اینجا خلوت تر از همیشه است؟


  • مصطفی موسوی

هر کار میکنم

دستم «نمی‌رسد»

دستم برای چیدنش یک عمر «کال» بود...


۲۰ فروردین ۹۶

  • مصطفی موسوی

دیشب با یک خواب قلابی موهای کلافه ات را بافتم...

  • مصطفی موسوی

معشوق مغرور من

کاش می‌شد بیایی

و یک بار دیگر

با هم سرِ این میز

درباره‌ی عشق

سکوت کنیم...


۲۷ بهمن ۹۵

  • مصطفی موسوی