دلستون

نگفتنی های از دهان در رفته ی مصطفی
دلستون

نخلستون خونه ی نخلا ؛
دلستون آرامگاه منه.
________________

Home

اینستاگرام‌: mostafamoosaviiii

کانال تلگرام

About

آدرس کوتاه شده برای لینک دادن در بلاگفا :

http://goo.gl/Rql0Wp

.

۳۲ مطلب با موضوع «چامه (شعر ها)» ثبت شده است


جنگ اگر با لب و دهن باشد

با حریفی که یار من باشد

برد اگر کوچک است حرفی نیست

باخت باید کمر شکن باشد!


اردیبهشت ۹۶


پی‌نوشت: چرا اینجا خلوت تر از همیشه است؟


  • مصطفی موسوی

هر کار میکنم

دستم «نمی‌رسد»

دستم برای چیدنش یک عمر «کال» بود...


۲۰ فروردین ۹۶

  • مصطفی موسوی

دیشب با یک خواب قلابی موهای کلافه ات را بافتم...

  • مصطفی موسوی

معشوق مغرور من

کاش می‌شد بیایی

و یک بار دیگر

با هم سرِ این میز

درباره‌ی عشق

سکوت کنیم...


۲۷ بهمن ۹۵

  • مصطفی موسوی

قهر تو...می‌کند چه ها با من!

می‌شود مثل مرغ سرکَنده

قلب من لحظه‌ای بیاساید؟


توی قلبم دوباره می‌شویند

گاه باخشم و گاه با اکراه

رخت‌های جُذامیان شاید


در سرم یک نفر عزادار است

از صداهای شیونش تا صبح

خواب در چشم من نمی آید:


زنِ شو مرده‌ی جوانی که

ناخنش را به سنگ می‌ساید

صورتش را به چنگ می‌ساید


۱ آذر ۹۵


ایده از اینجا

  • مصطفی موسوی

مرا هزار امید است و هر هزار «تهی»


*عنوان از سیمین بهبهانی

  • مصطفی موسوی

می‌خواستیم  به پای هم پیر شویم

حواسمان پرت شد،

به دست هم پیر شدیم...


۱۶ آبان ۹۵

  • مصطفی موسوی



سالها می‌شود که منتظرم.

زیر پایم علفزار...

     بر گونه‌هایم شوره‌زار...

       و روی مو‌هایم گندم‌زار سبز شده.

برای دیدن گندمزار بر نمی‌گردی؟


برگرد!

بدجوری طفلکی شده‌ام

چشمم زار...

     حالم نزار...

         و لباس‌هایم مزار هزار ساله‌ام شده.

هنوز پیش این دیوانه‌ی بی آزار بر نمی‌گردی؟


15 مرداد 95

  • مصطفی موسوی


۱۹ مرداد ۹۵


پی نوشت یک: نظرات دوباره باز است،.

پی نوشت دو: لوگو و هدر بهتر شده؟


  • مصطفی موسوی


آغاز:

عکس گرفتن ما با هم گناه است؟ نمیدانم. عکاس که گفت بگویید «سیب».


پایان:

گفته بودم که اگر روزی بشود که با تو عکس دو نفره بگیرم از خوشحالی می میرم؟

الان همان لحظه ست. تو کنار منی، دور بین در دست عکاس. دستش روی ماشه. شلیک. چیلیک.

  • مصطفی موسوی