دلستون

نگفتنی های از دهان در رفته ی مصطفی
دلستون

نخلستون خونه ی نخلا ؛
دلستون آرامگاه منه.
________________

Home

اینستاگرام‌: mostafamoosaviiii

کانال تلگرام

About

آدرس کوتاه شده برای لینک دادن در بلاگفا :

http://goo.gl/Rql0Wp

.

۵۹ مطلب با موضوع «خطوط پراکنده (دلنوشته ها)» ثبت شده است

می‌دانی؟ من اگر به خودم باشد دوست دارم شب را بیدار بمانم. اما آدم نمی‌تواند هرگز نخوابد. خواب نیاز آدم‌هاست. بعد که می‌خوابم، اگر به خودم باشد هیچ دوست ندارم از خواب بیدار شوم. اما صبح، آخر از راه می‌رسد. باید بیدار شد.
تو برایم خواب شب بودی. من هیچ نمی‌خواستم غرق ات شوم. اما بعد که شدم، دیگر هیچ نمی‌خواستم تمام شود.
اما آخر، صبح رسید و تمام شدی. تو خواب شب بودی. و آخ که چه خواب شیرینی...

  • مصطفی موسوی
امروز تمام کتاب تعبیر خواب ابن سیرین را خواندم.
کلی نقشه کشیدم و طراحی کردم.
امشب می‌خواهم خوابی ببینم که بی برو برگرد تعبیرش تو باشی.

پی نوشت: عنوان همان متن است که شعر شده. کدام را می پسندید؟
  • مصطفی موسوی


 رسول اکرم (ص) به  حضرت علی (ع) فرموده اند : بزرگترین مردمان در ایمان و یقین، کسانی هستند که در روزگاران آینده زندگی می کنند، پیامبرشان را ندیده اند، امام آن ها در غیبت است و فقط به سبب خواندن خطی روی کاغذ ( خواندن قرآن کریم و احادیث معصومین علیه السّلام) ایمان می آورند.


و بزرگترین مردمان در عشق ماییم، که معشوقمان را ندیده‌ایم،با او قدم نزده‌ایم، به تُن صدایش و گرمای دست‌هایش آشنا نیستیم، حتی یک بار هم به چشمانش خیره نشده‌ایم. و فقط با خواندن خطی که حتی روی کاغذ هم نیست عاشق شده‌ایم و زندگی کرده‌ایم!

  • مصطفی موسوی
وقتی که موهایش را هایلایت قرمز کرد گفتم این بار دیگر کارم تمام است! شما فکر کنید یک لشکر منظم با هزاران شمشیر براق با نوک‌هایی آغشته به زهری سرخ به جنگتان بیاید. مقاومت بی فایده بود!
  • مصطفی موسوی

با دست پس می‌زند که با پا پیش بکشد. اما چون هنوز دلبر آماتوری است، حس می‌کنم این دفعه که با دست پس بزند، کمی دورتر از آنچه می‌خواهد بشوم و وقتی می‌خواهد با پا پیش بکشد باز نوک پایش بخورد به من و دورتر شوم. طوری که مرا ببیند اما دستش به من نرسد!

  • مصطفی موسوی

آن شب به من گفتی بیا با هم باشیم.

و من، صبح نشده، تمام عکس‌های یک نفره‌ام را پاک کرده بودم.

  • مصطفی موسوی