دلستون

نگفتنی های از دهان در رفته ی مصطفی
دلستون

نخلستون خونه ی نخلا ؛
دلستون آرامگاه منه.
________________

Home

اینستاگرام‌: mostafamoosaviiii

کانال تلگرام

About

آدرس کوتاه شده برای لینک دادن در بلاگفا :

http://goo.gl/Rql0Wp

.

۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

چشمات مث «دوات»ه. مژه هات مث لیقه ست. و من هنوز تو این فکرم که چطوری با اون مرکب عسلی خوش‌رنگ روزگارمُ سیاه نوشتی.

چشمات «دوات»ه. چشمات «دوا»مه. دوای دردامه. اما اگه، اگه مهربون باشی. مهربونا! نه مثل حالا که با جوهر چشمات نمک به زخمم می‌پاشی. نه مثل حالا که جوهرنمک به زخمم می‌پاشی.


  • مصطفی موسوی

تا آمدم قربانت شوم، یک گوسفند از راه رسید و جای مرا گرفت!


عیدتان مبارک :)

  • مصطفی موسوی



سالها می‌شود که منتظرم.

زیر پایم علفزار...

     بر گونه‌هایم شوره‌زار...

       و روی مو‌هایم گندم‌زار سبز شده.

برای دیدن گندمزار بر نمی‌گردی؟


برگرد!

بدجوری طفلکی شده‌ام

چشمم زار...

     حالم نزار...

         و لباس‌هایم مزار هزار ساله‌ام شده.

هنوز پیش این دیوانه‌ی بی آزار بر نمی‌گردی؟


15 مرداد 95

  • مصطفی موسوی

امروز که مادرم را دیدم از او خواستم بعضی از شعرهای «چهل بیت» را برایم با خط خودش بنویسد تا یادگاری برایم بماند. یادگاری از عزیزانی که به جبر زمانه روزی شاید نداشته باشیم‌شان خیلی خوب است. شما هم یک دست خط اختصاصی از مادر یا پدرتان داشته باشید. اما لطفا اگر می‌خواهید این کار را بکنید مثل من نگذارید آنقدر دیر بشود که مادرتان بعد از چند کلمه نوشتن بگوید نمی‌توانم، دستم درد می‌کند. و شما غم عالم بریزد توی دلتان و در حالی که یک چشم‌دلتان اشک است و یک چشمش خون ولی لبخند به لب دارید مجبور شوید به جای او بنویسید...

ادامه ی مطلب را بخوانید :)


  • مصطفی موسوی
رویم نمیشود از این پسر و دختری که توی آزمایشگاهمان، آزمایشگاه دانشگاه را می‌گویم، کامپیوترشان کنار هم است و با هم مثل نامزدها رفتار می‌کنند بپرسم که در چه مرحله‌ای هستند و اسم رابطه‌شان را چه می‌شود گذاشت. ولی خب برایم مسلّم است این است که از جنس گرل فرند بوی فرندهای رایج دانشگاهی نیستند. چیزی که برایم جالب است این است که قدشان برعکس است. یعنی پسر داستان هم قد یک دختر معمولی و دختر داستان هم قد یک پسر متوسط یا حتی کمی قد بلند است. خب شاید بگویید باشد قد که دلیل نمی‌شود. باید دلشان اندازه‌ی هم باشد. و کلا معیارهایی مثل قد و سن (مثال حضرت محمد و خدیجه) و کلا معیارهای فیزیکی و جغرافیایی و ... لزوما تعیین کننده نیست. نمیدانم درست است یا نه. اما خب به هرحال قبول کنید این که کسی بخواهد خلاف جهت آب شنا کند و عشق را، بدون این که با بچگی کردن اشتباهش بگیرد، اولویت اصلی زندگی اش بگذارد جالب است. حداقل برای آدم ترسویی مثل من!
  • مصطفی موسوی