دلستون

نگفتنی های از دهان در رفته ی مصطفی
دلستون

نخلستون خونه ی نخلا ؛
دلستون آرامگاه منه.
________________

Home

اینستاگرام‌: mostafamoosaviiii

کانال تلگرام

About

آدرس کوتاه شده برای لینک دادن در بلاگفا :

http://goo.gl/Rql0Wp

.

۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

یکی از بجه های کوچک فامیل بهانه ی چیزی کرده بود که در آن شرایط امکان برآورده کردنش نبود و او مدام گریه میکرد. برای آرام کردنش کلی تلاش کردم و هزار پیشنهاد دادم که مثلا گریه نکن و بیا با هم شعر بخوانیم و خودم باهات عروسک بازی میکنم و توی لپ تاپم برایت کارتون می گذارم و... اما افاقه نکرد که نکرد. آخر همه را ذله کرد و به جیزی که میخواست رسید. بعد هم بیش من آمد و تک تک قول هایم را یادآوری کرد که حالا باید به آنها عمل کنی.

  • مصطفی موسوی
قبلا که خشک سالی نبود از وقتی پسته ها مغز میکردند تا وقتی چیده میشدند نیاز به نگهبانی شبانه روزی داشتند چون باغ ما در منطقه ی نا امنی واقع شده است. اما میگویند "علت میرود و عادت نمیرود." حالا هم که خشکسالی شده و محصولات در حدی نیست که دزد بزند، نه ما عادت به نگهبانی ازسرمان افتاده و نه دزد ها عادت دزدی! علی ای حال من امشب تنهایی در یک منطقه ی کویری از آسمان باغمان لذت می برم و گاهی هم در آن قدم می زنم. بی چوب و چماق. اگر دزدی بیاید هم کاری از دستم ساخته نیست جز این که امر به معروف و نهی ازمنکرش کنم!

پی نوشت: اگر به یک باغ خوب و پربار دزد بزند؛ به دلیل اینکه پسته را راحت می شود چید، خسارت حتی به میلیون هم ممکن است برسد.
  • مصطفی موسوی
دکترم می گوید
ما برای هم ضرر داریم
بوسه هایت برای قند من
آغوشم برای فشار تو

5 مرداد 93

پی نوشت: من که نیستم! اما شما همچنان نظر بگذارید؛ با تشکر:)
  • مصطفی موسوی
با یک بنده خدایی درمورد خواستگارش صحبت میکردیم.داشت مینالید از نحوه ی ابراز علاقه ی ابتدایی و حساب نشده ی طرف. بعد یکهو برگشت
گفت:"البته بعضی پسرا چون از این کارا نکردن و تجربه ندارن اینجوری ان.اما بعضیا بلدن چه جوری حرف بزنن که طرف خوشش بیاد. مثلا خود تو!" کفتم "منظورت اینه که من گرگ بالون* دیده ام و انقد مار خوردم که افعی شدم؟" و درحالی که میدیدم سرخ و سفید میشود،و سعی میکند با گفتن جملاتی نظیر " نه منظورم اینه که اهل نوشتن وشعر و ادب هستی و قدرت بیانت خوبه و..." سعی میکند گندش را جمع کند،رفتم و در افق محو شدم!
  • مصطفی موسوی


روزهایی که با توأم تنها

بر تنم گوشت می‌شود دنیا


2 مرداد 94


پی نوشت با ربط: این بیت را خودم خیلی دوست دارم! خودستایی است؟ خب باشد! چه اشکالی دارد؟ !

پی نوشت بی ربط: حاضر نیستم هیچ کدام از  روزهای زندگی ام دوباره برگردد. یعنی حاضر نیستم حتی یک لحظه را دوبار زندگی کنم. چه تلخی‌ها و چه حتی شیرینی‌هایش را. دوباره برگشتن به عقب مثل دوبار طرح کردن یک معما است که قبلا جوابش را همه می‌دانند. می‌خواهم بگویم زندگی هرچقدر هم که خوب باشد یک بار مصرف است.
  • مصطفی موسوی